:..: لغو کنسرت همایون شجریان :..: شنبه پانزدهم اسفند 1388 0:50

اخذ از : صحافی

« قابل توجه : ستونی با نام " مجموعه قصه های غم انگیز موسیقی " در بخش آرشیو موضوعی افتتاح گردید که بییندگان عزیز میتوانند با مراجعه به این بخش قصه های غم انگیز موسیقی اصیل ایرانی را مطالعه فرمایند »


این روزها موسیقی اصیل ایران زمین روزهای سرد و بی روحی را می گذراند ؛ نویسندگان کمتر مینویسند ؛ هنرمندان کمتر مینوازند ؛ وبلاگها با فواصل زمانی زیادی به روز میگردند و خلاصه جامعه موسیقی این روزها تقریبا بیکار است .

البته در این میان نیز بعضا صدایی به گوش میرسد ؛ خبر برگزاری کنسرت های موسیقی درشهرهای کشور و یا آغاز جشنواره موسیقی فجر ؛ جشنواره ای که هیچ گرمایی در این زمستان سرد موسیقی ایجاد نکرد و محفل اهالی موسیقی را گرم نکرد . عدم حضور گروههای بزرگ موسیقی و تائید صلاحیتهایی از سر ناچاری که برخی گروه های موسیقی خود نیز در این سخاوت کارشناسان ماندند ؛ و به تبع آن مصاحبه هایی که مسئولین جشنواره در رسانه ها انجام دادند مقام جشنواره موسیقی فجر را به یک جشنواره درجه سومی تنزل داد . اما جدا از جشنواره موسیقی فجر که نه تنها هیچ گرمایی نداشته و شاید تولید کننده سرما !!! نیز بوده است خبری جامعه موسیقی ایرانی را شوکه کرد .

" لغو کنسرت موسیقی همایون شجریان و گروه حصار تنها سه روز مانده به شروع کنسرت " .

لغو چنین کنسرت موسیقی آنهم در شهری با سابقه دیرینه فرهنگی و با مردمانی که معنای موسیقی را بدرستی درک میکنند شوکی بود هم بر ما و هم بر مردمان دیار آذربایجان .

گویا مسئولان محترم که بر صدر امور نشانده شده اند تافته هایی جدا بافته از همین مردمانند و نمیدانند معنای واقعی موسیقی فاخر ایرانی را . نمیدانند به چه علت مجوز کنسرتی را تنها سه روز مانده به آغازش لغو کردند ؛ و نمیدانند به چه علت همین مجوز را صادر نمودند . که اگر میدانستند یا از ابتدا ؛ از صدور مجوز  سر باز میزدند و یا اصلا آن را لغو نمیکردند . ایکاش همین مسئولان محترم که خود را در تمام امور کارشناس میدانند دلایل منطقی خود را برای لغو این کنسرت اعلام می نمودند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: هفتم اسفند :..: جمعه هفتم اسفند 1388 0:25
ـ بهمن رجبى، متولد ۷ اسفند ۱۳۱۸ - رشت.
ـ نوازنده و مدرس تنبك، سخنران و مؤلف.
ـ خودآموخته و بهره برده غيرمستقيم از مكتب استادان گذشته و بيش از همه اميرناصر افتتاح.
ـ داراى بيش از ۳۵ سال سابقه آموزش، نوازندگى و سخنرانى درباره جنبه هاى مختلف تنبك نوازى و تأليف كتاب ها و مقالاتى دراين زمينه.
ـ از آثار: كتاب هاى «تنبك و نگرشى به ريتم از زواياى مختلف» و «دوجلد كتاب آموزشى براى دوره ابتدايى تا فوق عالى براى تنبك نوازى با استفاده از روش نت نويسى يك خطى و نوارهاى «دونوازى تنبك و تار» (همراه اسدالله حجازى) و گفت و گوى چپ و راست (همراه فربد يداللهى).
سيدعليرضا ميرعلى نقى: بهمن رجبى، دارد به هفتادسالگى نزديك مى شود. با نيروى يك پنجاه ساله توانا و پرشور، با بى باكى و صراحت هميشگى اش كه سن و سال نمى شناسد. اين تراكم ايمان به كار خود و اعتقاد به آرمان و زندگى اى «بهمن گونه و رجبى وار»، از او شخصيتى قابل احترام ساخته كه دوستان به كنار، دشمنان و معاندان او نيز مجبور شده اند درباره آن به حرمت سخن بگويند و از پايمردى او در راه خويش، آسان نگذرند.
بهمن رجبى، رسيدن به اين جايگاه را به قيمت تحمل تنهايى (در سطح حرفه اى و بين موسيقيدانان) و با رنج بسيار، پرداخته است. او نه يك تنبك نواز چيره دست به مفهوم عادى و معمولى خود، بلكه يك مبلغ معتقد و مصر به حفظ و پاسداشت ارزش هاى ذاتى ريتم در موسيقى ايران و تنبك نوازان در اين نظام موسيقايى است. اين خصلت به اضافه تأليفات خرد و كلانش، مرتبه او را فراتر از اين برده كه درحد يك نوازنده صرفاً چيره دست ارزيابى شود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: برای بهمن رجبی :..: پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388 1:33

برای بهمن رجبی :

در دور دست دور

در شهر سوت و کور

آنجا که باغ عاطفه آتش گرفته بود

آنجا که باد قحطی انسان وزیده بود

مردی نشسته بود تنها و خسته جان

گم کرده کاروان

تنها تر از درخت تک افتادۀ کویر

بر لب سرود سرد و غم افزای انتظار

در دل هزار حسرت دیرینه یادگار

بر دوش ، بار یار

این سو نگاه کرد

آن سو نگاه کرد

چیزی ندید و گفت :

اینجا نه جای ماست

کو جای پای یار ؟

هدیه ای از طرف یک آشنای دور، در اقتفای این بیت حضرت حافظ :

باده و مطرب و گل ، جمله مهیاست ولی       عیش بی یار، مهنا نبود یار کجاست ؟

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: دوش دوش که آن مه لقا :..: دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 2:8

اخذ از : آستان جانان

دوش دوش

تصنیفی ازعلی اکبر شیدا با صدای استاد شجریان

از آلبوم آرام جان


دوش دوش دوش كه آن مه لقا             خوش ادا با صفا با وفا

از برم آمد و بنشست            برده دین و دلم از دست

باز باز باز مرا سوی خود           می كشد می برد می خرد

با دو چشم با دو چشم مست      ابرویش ابرویش پیوست

آتش اندر دلم برزد       جانم ای دل جانم ای دل

زان رخ همچو آذر زد       جانم ای دل جانم ای دل

سوخت همه خرمنم     یكسره جان و تنم         كشته عشقت منم         ای صنم ، بد مكن

پیش از این ظلم بی حد مكن                پیش از این ظلم بی حد مكن

دوش دوش دوش كه آن گرد ، گرد گنبد مینا

آبله گون شد دوچشم من زثریا

تند تند تند و غضبناك سخت و سركش و توسن

از در مجلس در آمد آن بت رعنا

روی سپیدش برابر مه گردون

موی سیاهش ، پسر عم شب یلدا



تصنیف افشاری

شعر: علی اکبر شیدا


دانلود تصنیف دوش دوش


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: مکتب آواز اصفهان :..: دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 4:46

منبع : دود عود

کانون غیر متمرکز مدرسان آواز ایران

(( مکتب اصفهان ))

تدریس ردیف های مرحوم استاد سیدرحیم اصفهانی

مرجع بزرگ آواز خوانی استاد تاج اصفهانی

و استاد ادیب خوانساری

روایت های استاد حسین یاوری ، استاد میرزا علی قاری

و مرحوم استاد عباس کاظمی

آقایان :

استاد علی اصغر پاپوش     ۰۹۱۲۶۱۹۶۹۷۴     (ونك)

              دكتر عرفان خسروي      ۰۹۱۲۴۸۰۸۴۶۸       (ستارخان)

استاد محمد علي علي نژاد     ۰۹۱۲۷۰۹۷۹۵۰   (جنت آباد)

        استاد داوود وكيلي    ۰۹۱۹۲۰۲۳۰۵۶    (نواب)

             استاد علي فرجي    ۰۹۳۷۵۶۹۲۷۹۱    (شهر ري)

  مهندس سعيد پرهيزكاري  ۰۹۱۲۳۴۵۶۳۶۸  (رسالت)

      استاد نادر عابديان     ۰۹۱۲۴۵۸۱۶۳۷   (پونك)

     استاد محمد علي زاده     ۰۹۳۵۸۲۶۷۰۳۰    (صادقيه)

    حسين سركوب(سروش)   ۰۹۱۹۳۴۵۶۳۶۸      (گيشا)

مدرسين آواز ويژه بانوان :

    خانم مهندس علي زاده     ۰۹۳۵۸۲۶۷۰۳۰    (ميرداماد)

       استاد ميترا گودرزي      ۰۹۱۲۷۰۹۷۹۵۰    (صادقيه)

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

اخذ از وبلاگ : عطا نویدی

 

 اشاره: از آنجا که خانه ی موسیقی تنها نهاد متولی موسیقی در کشور است که باید به طور مستقل و به دور از دیدگاههای سیاسی و یا اجتماعی به مقوله ی موسیقی بپردازد، همواره از سوی اهالی موسیقی مورد انتقاد بوده و هست. اگر چه این استقلال ظاهری باشد، باز هم می توان نقش گسترده ای را برای این خانه یا نهاد صنفی در نظر گرفت. انتظارات اهالی موسیقی از این نهاد صنفی تنها به دور هم جمع شدن موسیقی دانان خلاصه نمی شود. بارها شاهد بودیم و هستیم که هنرمندان -بخصوص جوان- برای برگزاری کنسرت، گرفتن مجوز، انتشار آلبوم و ... از خانه ی موسیقی انتظار کمک دارند. وقتی در سطوح دیگری می نگریم این انتظارات به طبع بیشتر و حساس تر می شود. سطوحی مانند نقش خانه ی موسیقی در نظارت بر آموزشگاه ها، آموزش موسیقی، انتشار کتب موسیقی، نظارت بر جشنواره های موسیقی و ... .

سوم خرداد ماه سال جاری به دیدار استاد مصطفی کمال پورتراب، نايب رئيس شوراي عالي خانه موسیقی رفتم. قرار بر این بود تا چند سوال مربوط به اصطلاحات موسیقی از ایشان بپرسم اما گفتگو پیرامون « نقش خانه ی موسیقی در آموزش موسیقی در کشور » پیش رفت.در همین راستا، تصمیم گرفته ام این گفتگو سر آغازی باشد بر سلسه مقالات و گفتگوهایم با اهالی هنرموسیقی درباره ی نقش خانه ی موسیقی و تاثیر مثبت یا منفی آن بر موسیقی کشور. در اولین قسمت، حاصل این گفتگوی یک ساعته را که در منزل استاد شکل گرفت و در آخرین روز دی ماه روی سایت خانه ی موسیقی  رفت، به نظر شما می گذارم.

استاد پورتراب! با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید پیش از آنکه سوالهای خود آغاز کنم، لطفا کمی در مورد خود و نحوه ی آشناییتان با موسیقی و همچنین فعالیتهای کنونی تان بفرمایید.

من متولد سال 1303 هستم و از 6 سالگی با موسیقی سر و کار داشتم و در سال 1318 وارد هنرستان عالی موسیقی شدم. هنرستان عالی موسیقی در شمال میدان بهارستان در خیابان صفی علیشاه قرار داشت و دارای چند حیاط بزرگ و کوچک بود که به عنوان مثال یکی از قسمتهایش اداره ی موسیقی بود و حیاطهای مختلف هم مربوط به دبستان و دیگر مقاطع بود که از چهارم ابتدایی تا ششم ابتدایی دبستان بود و از 6 ابتدایی تا کلاس 12 هم دیپلم و از دیپلم به بالا هم دوره ی عالی بود که به هنرجویان مدرک لیسانس می داد. رئیس این هنرستان آقای سرگرد مین باشیان بود که ایشان موسیقی را در خارج تحصیل کرده بود و چون ارتشی بود به درجه ی سرگردی رسیده بود. چون این شخص اطلاعات وسیعی در موسیقی داشت هنرستان عالی را به او سپرده بودند که شاگردان را با موسیقی علمی کلاسیک  و آثار بزرگان مثل بتهوون و شوپن و ... آشنا می کردند و آنها را در همان سطح تربیت می کردند. هنرستان عالی در آن زمان آنقدر سطحش بالا بود که شخصی مثل صادق هدایت رئیس دفترش بود و در آن زمان حدود بیست نفر از اساتید خارجی را استخدام کرده بودند و ماهیانه 600 تومن به هر کدام از آنها می دادند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

در سوگ پیر هنر والای سنتور نوازی ایران

«زندگی بدون عشق ، جهنمی بیش نیست وهنر والای تنبک نوازی به عنوان یکی از شاخه های زیبایی از تجلیات عشق است،عشق به انسانیت به معنا و مفهوم وسیع کلمه»

در فرهنگ مثلما انتقادی ما اینطور جا افتاده است که اگر ازکسی – حال به هر دلیلی- خوشمان بیاید تمام محسنات اخلاقی را به او نسبت میدهیم و اگر از کسی – حال به هر دلیلی – بدمان بیاید بی رحمانه تمام سیئات اخلاقی را به او نسبت میدهیم ، به عبارت دیگر ، طرف مربوطه را یا سیاه سیاه می بینیم یا سفید سفید! در حالیکه بین دو رنگ سیاه و سفید طیف های مختلفی از رنگها وجود دارد که شناخته شده ترین آنها عبارتند از: خاکستری ، سبز ، نارنجی و ...

من به عنوان یک منتقد : اگر 38 سال تمام با بعضی از دست اندر کاران موسیقی ایران – از جمله زنده یاد فرامرز پایور– در افتادم (آن هم از نقطه نظر جامعه شناسی هنر در کشورهای عقب نگهداشته شده) و عقاید و نظریات خودم را در سخنرانی ها و نوشته هایم در مخالفت با اندیشۀ آنان مطرح کرده ام ، آیا این به این معناست که من از زجر کشیدن زنده یاد پایور طی 10 سال روی دستگاهی به نام صندلی چرخدار، لذت برده ام ؟ آیا این به این معناست که من به عنوان یک مخالف ، باید از رنج بردن 10 سالۀ ایشان و بالاخره ، مرگش خوشحال باشم آن هم در حیطۀ مقدس هنر ، که به قول زنده یاد احمد شاملو: «وسیلۀ تعالی اندیشه است » و آنگاه تجلی آن اندیشه در گفتار و کردار و نوشتار ؟

زنده یاد پایور- پیشکسوت هنر والای سنتور نوازی- از نقطه نظر موسیقایی از بزرگان موسیقی ایران است و فقدانش ، باعث ریزش اشگ از چشمان میگردد و ... باری، همانطور که اگر آن پیر مرد – زنده یاد حسین تهرانی – نبود ما هم نبودیم ، اگر زنده یاد فرامرز پایورو زحماتش نبود امثال پرویز مشکاتیان و رضا شفیعیان و ... هم نبودند .       یاد و خاطره اش گرامی

با احترام : بهمن رجبی (تنبک نواز ) 12/10/1388

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: سیمسن آقارضی :..: دوشنبه بیست و یکم دی 1388 18:4

منبع : خبرگزاری مهر

اولین بانوی نوازنده قانون ایران درگذشت

سیمین آقا رضی نخستین نوازنده ساز قانون پس از یک دوره بیماری سحرگاه امروز در تهران درگذشت .

به گزارش خبرنگار مهر این نوازنده قدیمی قانون متولد سال 1317 در تهران بود و سهم بسزایی در نشر و گسترش این ساز مهجور داشت.

وی با ارکستر های مختلفی از جمله ارکستر مرحوم خالقی همکاری داشته و در تهیه آلبومهای متعدد با صدای خوانندگان مختلفی همکاری کرده بود.

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: موسیقی مذهبی ... :..: دوشنبه چهاردهم دی 1388 1:40
 
پیمان سلطانی : موسیقی مذهبی مختص عده ای خاص شده است
 
فرهنگ > موسیقی  - پیمان سلطانی در گفتگو با خبرآنلاین به عدم تنوع در انتخاب آهنگسازانی که ساخت موسیقی‌های مذهبی را به آنها سفارش می‌دهند انتقاد می‌کند و می‌گوید این کار ما را از داشتن موسیقی‌های ماندگار دور می‌کند.

پیروزه روحانیون: پیمان سلطانی رهبر ارکستر ملل است. او آثار موسیقی کلاسیک را با گروه سازهای مضرابی ایران ضبط کرده و مسئول اولین صدا خانه موسیقی ایران بوده است. او موسیقی مذهبی را مختص به ایران نمی‌داند و معتقد است چون موسیقی هنری غیرمفهومی است به طور مستقل نمی‌توان ژانری برایش در نظر گرفت مگر این که با کلام تلفیق شود.

آیا در رشته موسیقی، چیزی با عنوان موسیقی مذهبی داریم؟
بله طبعا موسیقی مذهبی داریم. این موضوع در کل جهان صدق می‌کند؛ مثلا موسیقی مذهبی اروپا از موسیقی کلیسا برآمده است. بیشتر موسیقیدان‌ها و آهنگسازان قرون 17، 18 و 19 اروپا ریشه‌های موسیقی‌شان را از موسیقی کلیسا اقتباس کرده‌اند. هر قوم و فرهنگی گرایش‌های مذهبی دارند و بخشی از موسیقی‌شان گرایش مذهبی دارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: پژوهشی در اصطلاحات موسیقی :..: سه شنبه یکم دی 1388 1:45

 

منبع : مقام

ابتدا زمینه ای محکم بسازیم... از گذشتگان چه به دست ما رسیده است ؟ آنچه که به فراوانی ( تقریبا با اطمینان به اصالتشان) در دسترس ماست ادبیات است. ادبیات در کشور ما گذشته ای بس افتخار آمیز و طولانی و زمینه ای بسیار گسترده دارد. ادبیات کم و بیش درباره ی مسائل متعلق به هر زمان ره آوردی از گذشته دارد.

کسانی که تا کنون از راه مراجعه به کتب و رسالات و دیوان شعرا دست به تحقیق در موسیقی زده اند ، بیشتر بخاطر ارائه ی سند و مدرک بوده است . به همین دلیل آنچه را که یافته اند بصورت وحی منزل به خوانندگان تلقین می نمایند. حال آنکه مراجعه ی ما به همین مآخذ بخاطر جستجو و یافتن ردپای گذشتکان است. فی المثل قطعه شعری را که یکی از محققین به قصد ارائه دادن یک نظریه ارزنده در باب اسامی دوازده گانه مقامات موسیقی ایران سروده است ، نقل می کنیم :

در پرتـگاه عشـاق* ای مطـــــرب خوش الــــحان                   بنوا نوا خــــدا را از بـــــهر بی نــــوایان

ای نیـــــکوان شـــــیراز مـــا کوچک* شمـــــاییم                  گاهی به نغمه سازید در پرده صفاهان*

افکــــنده دست حـــــیرت آشوب از حسینــــی*                  تـا بوسلیک* گشـــــــته آهنگ دلـربایان

قولی است بشنو از من شاید که راست باشد                      کز پرتو رهاوی است صوت هزاردستان

راه عراق* برگیر وز دل غمـــــی بـــرون کــــــــن                    ســوی حجاز* بشتاب بر یاد وصل جانان

زنگــــوله* چون دل من پیوسته در فــــغان است                   زیــــــرا بـــزرگ* گشـــــته ... دلـــیران

*۱. جزئی از مصرع دوم (از بیت آخر) ساقط شده که بدلیل در دست نداشتن ماخذ از تکمیل آن باز ماندیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: تجسم ریتمیک شعرهای کودکانه :..: شنبه بیست و هشتم آذر 1388 0:42

 

خواستگاه ترانه های کودکانه ، تخیلاتی ساده  و  کودکانه اند که با ذوق شاعر ،  زیباترین احساس را بر می انگیزند و شادی برای کودک به ارمغان می آورند. در بستر شادی فراهم آمده ، سر زندگی و امید در ذهن کودک بارور می شود و ریتم ، این عنصر مهم موسیقی ، پیوندی پر مهر بین کودک و موسیقی بر قرار میکند. در این مجموعه با استفاده از تجسم ریتمیک شعرهای کودکانه یه کمک ساز تنبک ، سعی در ایجاد پیوندی حسی بین معلم و کودک گردیده و نگارنده اجرای آن به معلمین تنبک پیشنهاد میکنم ...

سعید هدهدی  - تابستان ۱۳۸۸

 مرکز پخش : موسیقی عارف ۳۳۹۱۷۷۸۴

 

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: فرامرز پایور :..: پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 23:57
حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/12/ostad-faramarz-payvar-190-faraamarz-paivar1.jpg

لحظه ی دیدار، لحظه ی ظهور است و حسرت دیدار ما همین جا رخ می نماید. من سال هاست در انتظار لحظه ای مانده ام که خاطره اش بیشتر به یاد می ماند. حال ما به سوی آن لبریخته ای می ایستیم که نامش فاصله را از میان مشروطه برداشته و در کنار ما به خاک سپرده است. تنها می ماند مهجوری و دلتنگی که آن هم متعلق به این چند سال اخیر است. ما آن صدا را وقتی شنیده ایم و باز ایستاده ایم و زمانی در مقابل آن باز آفرینی واقع شده ایم که راوی ما، از روایت جلوه ای بیشتر یافته بود. راوی ما نقصان را به روی دیگر سکه می کشاند و به آن جلوه ای دیگر می دهد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: صدای تالش در سینۀ توست :..: شنبه چهاردهم آذر 1388 0:11

اخذ از : موسیقی ما

دیداری با استاد قسمت خانی

صدای تالش در سینه توست

استاد قسمت خانی

روز دوشنبه نهم آذرماه 1388 خورشیدی (30 نوامبر 2009 میلادی) در ارتباط با یک پروژه سینمایی، وارد شهرستان رضوانشهر واقع در 60 کیلومتری شمال غرب رشت مرکز استان گیلان شدم. پس از یافتن مطلع محلی و صحبت های ابتدایی، از راننده ای خواستم  مرا به یک رستوران ارائه دهنده غذاهای سنتی ببرد. بدین منظور به روستای پنل (Ponel) رفتیم. جوانک اصالتاً تالش بود و صدای موسیقی پاپ هم در اتاق کوچک خودرو پرایدش جولان می داد. گفتم شما که تالش هستی، استاد قسمت خانی را می شناسی؟ پاسخ داد: بله، همسایه ماست. فوری موضوع رستوران و خوردن یک غذای محلی فراموشم شد و از او خواستم مرا به منزلش ببرد. پنج کیلومتر بعد به روستای سکام (Sekam) رسیدیم. این دیدار همان طور که برای من ناگهانی بود، برای استاد خانی هم، چنین شد و با روی باز مرا به اتاق کوچک روستایی اش راهنمایی کرد.

نخستین بار، پاییز 1380 (2001 میلادی) او را در سالن رودکی تهران دیدم و تقریباً هر سال یکی دو بار می دیدمش که آخرینش زمستان 1383 (2004 میلادی) در ششمین جشنواره موسیقی نواحی کرمان بود. پس از آن، دولتی که ادعای اصول گرایی می کرد و قرار بود به ریشه ها بپردازد، روی کار آمد و اولین کارش قطع ریشه موسیقی نواحی ایران بود. جشنواره بزرگ و معتبر موسیقی نواحی کرمان تعطیل شد و دیگر فرصتی پیش نیامد تا با او و دیگر راویان فرهنگ شفاهی کشورمان دیداری تازه کنیم. گر چه وی را مریض احوال یافتم ولی این مانع از آن نبود که برایم نخواند و چون احساس کرد، سینه اش یاری نمی کند، بلند شد و دایره بر دست گرفت تا گرم تر بخواند. با آن که آهنگ های زیادی از دانسته هایش توسط هنرمند جوان آرمین فریدی گردآوری و توسط موسسه ماهور منتشر شده است، ولی هنوز نکته ها در سینه دارد. در بازگشت وقتی به رشت رسیدم، این گله را نزد آرمین فریدی باز کردم که چرا بیشتر از این، به اندوخته های شفاهی استاد نمی پردازد. 

 حنابندون با صدای قسمت خانی و تنبوره آرمین فریدی را بشنوید 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: مجید ناظم پور :..: دوشنبه دوم آذر 1388 14:8
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي

مجيد ناظم‌پور پژوهشگر و نوازنده عود درباره «کاربرد موسيقي در هيپنوتيزم درماني» درشهر مشهد سخنراني مي‌كند.

به گزارش خبرنگار موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين پژوهشگر موسيقي ، روانشناس ونوازنده عود به دعوت انجمن علمي هيپنوتيزم باليني مشهد ، روز پنجشنبه - پنجم آذرماه - سال جاري در شهر مشهد و در محل اين انجمن درباره «کاربرد موسيقي در هيپنوتيزم درماني» سخنراني خواهد كرد.

ناظم‌پور در نظر دارد در خلال اين سخنراني بطورعملي چگونگي کاربرد موسيقي درماني در هيپنوتيزم درماني را به حاضران نشان دهد.

گفتني است:اين هنرمند و روانشناس چندي پيش کتاب «کاربرد موسيقي در هيپنوتيزم درماني و مراقبه» را منتشر کرد.

از ديگر آثار او مي‌توان به آلبوم تکنوازي عود با نام« راز ساحل » وکتاب «تاريخ پنج هزار ساله سازعود (بربط)» اشاره كرد.

او همچنين چهار کتاب براي آموزش سازعود و کتابي با عنوان «درمان اضطراب به کمک هيپنوتيزم درماني» و آثار تکنوازي ديگري در دست انتشار دارد.

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: وزیر فرهنگ با... :..: دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 14:15

منبع : تنبور شمس

وزیر فرهنگ با...

چند روز پیش ، در رسانه ی ملی ! خیلی اتفاقی متوجه حضور وزیر محترم فرهنگ! در برنامه ای شدم. کنجکاو  شدم که ببینم  چه دیدگاهی نسبت به حوزه ی فرهنگ داره ... از دغدغه های فرهنگیش می گفت ، و یکی از مهمترین ِ این دغدغه ها راه اندازی جاده ای موسوم به " جاده ی ولایت " بود !!! تا اون روز درباره ش چیزی نشنیده بودم ... با توضیحاتی که جناب وزیر! دادن تا حدودی متوجه شدم ...  طرح  مربوط به میسیر کاروان امام رضا " از مدینه تا مرو " هستش، که این اهداف رو دنبال میکنه : ایجاد شرایط مناسب زیست محیطی ، فرهنگی ، تبلیغی واطلاع رسانی ، گردشگری ، احیای ابنیه و آثار باقیمانده درمسیرحرکت که توسط پیشینیان از محل خیرات ومبرات ایجاد گشته است و توسعه امکانات توریستی درمسیر و ... پیش ِ خودم گفتم آخه این پروژه چه ربطی به وزارت فرهنگ داره ؟!!! یعنی کشور هیچ مشکل فرهنگی ِ دیگه ای نداره و گویی با احداث این جاده یک تحول عظیم فرهنگی و هنری و اسلامی و ... توی کشور ایجاد میشه !!!

به یاد ِ خیلی از مسائل و مشکلات ِ موسیقیمون افتادم ...  به یاد صحبت های شجریان که از مشکلات برگزاری یک کنسرت در ایران می گفت (کنسرت موسیقی ایرانی ، که یک برنامه ی کاملا فرهنگی ِ و ریشه در فرهنگ و هنر ِ همین آب و خاک داره ) ... ایرانی ها توی این رسانه ی به قول ِ حضرات ، "ملی" !!! نمی تونن ساز های ملی شون رو ببینن ... نیمی از جمعیت ایران (بانوان) حق اینکه آواز بخونن رو ندارند... توی یک کشور هفتاد میلیون نفری یک سالن استاندارد برای برگزاری کنسرت وجود نداره ... هیچگونه حمایت معنوی از هنرمندان و آثارشون صورت نمی گیره (حمایت مادی که پیشکششون!) و اگر کسی هم مثل شجریان پیدا بشه و نسبت به وضعیت پخش آثارش شاکی باشه ، اَنگ ِ عامل آمریکا و انگلیس بودن رو بهش می زنن ... و صدها مشکل دیگر ...

حالا بگذریم که توی حوزه های دیگه هم وضعیتی بهتر از این نداریم ... مثلا در حوزه ی نشر کتاب ، نویسنده های دگر اندیش یا مجبور به خود سانسوری هستند یا از انتشار آثارشون جلوگیری میشه ...

آیا با این همه مشکلات و موانعی بر سر راه فرهنگ و هنر کشور وجود داره، اجرای چنین طرح ها و پروژه های هزینه بری برای اعتلای فرهنگ و هنر ِ  ایران و هموار ساختن این مشکلات و موانع موثره؟!!! 

در کل ، جناب آقای حسینی ، شاید اگر بعنوان وزیر پیشنهادی راه و ترابری معرفی می شدند می تونستند عملکرد و کارایی بهتر و موثرتری داشته باشند و همچنین سرعت بیشتری به احداث پروژه ی "جاده ی ولایت" ببخشند ...

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: علی نوربخش :..: یکشنبه هفدهم آبان 1388 23:7
نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

علی نوربخش

 رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

برای بسیاری از هنرجویان این سئوال وجود دارد که از چه زمانی به دنیای نوازندگی هنری پا میگذارند؟
من معتقدم هنر در جریان آموزش، نوازندگی باید به تدریج در فرد پرورش یابد؛ در صورتی نوازندگی دارای ویژگی ها و شاخصه های هنری می گردد که در طی دوران و سالیان آموزش ساز، در این زمینه برای شخص تلاش شده باشد و در واقع این امر را یک روند تدریجی می دانم و در این راستا فکر می کنم کلاس نوازندگی، صرفا نباید به کلاس تدریس "تکنیک نوازندگی" ساز تبدیل شود.

هر چند وقت گیرترین و دشوارترین قسمت آموزش نوازندگی به هنرجویان، بخش مربوط به آموزش تکنیک نوازندگی است، اما اگر ذهن استاد و هنرجو در آموزش تنها معطوف بر تکنیک باشد، در نهایت و در بهترین حالت فردی را نتیجه می دهد که تنها یک استاد کار است، البته استاد کار حرفه نوازندگی و استاد کاری که فعالیتی به مراتب دشوارتر و پیچیده تر از سایر فعالیت های معمول دیگر استادکاران انجام می دهد.

حال، از آنجایی که شاخه فعالیت این استادکار، نوازندگی است و ماحصل کارش موسیقی، ممکن هست که دیگران او را هنرمند بدانند. در واقع این فرد محصول یک نگرش تکنیک محور صرف شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

 
غلامحسین درویش معروف به درویش خان یکی ازنامداراترین موسیقی‌‌دانان ایران، اولین قربانی تصادف رانندگی در ایران است.


ماجرا از این قرار است که:آخر شب دوم اسفند ماه سال ۱۳۰۵ هجری شمسی جهت عزیمت استاد از محفل موسیقی به منزل درشکه ای دو اسبه کرایه می‌کنند و استاد سوار بر درشکه به طرف منزل حرکت می‌نماید.
درآن زمان اتومبیل به تازگی وارد خیابانهای شهر شده بود و تعداد آنها به سختی به ۵۰ دستگاه می‌رسید و همچنین اخذگواهی نامه رانندگی هنوز وجود نداشت و رانندگان عموما” ناشی بودند و قوانین راهنمایی و رانندگی نیز نه وجود داشت و نه اعمال می‌شد.
زمانیکه درشکه حامل درویش خان از خیابان امیریه به سمت شمال می‌پیچد، اتومبیل فوردی از جهت مخالف با درشکه و اسبهای آن تصادف می‌کند ، اسبهای درشکه درجا تلف می‌شوند و استاد از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر به زمین برخورد می‌کنند، بلافاصله مردم رسیده و مجروح را به بیمارستان نظمیه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود می‌رسانند.
اما متاسفانه ضربه سنگین بوده و استاد گرانقدر موسیقی ایران بعد از ۵ روز ، به دلیل ضربه مغزی فوت نموده و جامعه موسیقی را سیاه پوش و داغدار فقدان خود می‌نماید . درویش خان در زمان مرگ ۵۴ ساله بود، پیکر استاد را در گورستان ظهیر الدوله جنب مزار مراد خود ظهیرالدوله داماد درویش مسلک ناصرالدین شاه دفن نمودند.
مزار درویش خان در خیابان دربند گورستان ظهیر الدوله پایین آرامگاه ظهیرالدوله است .

منبع:انتها
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: بهرام شاکرین :..: جمعه یکم آبان 1388 16:35

اخذ از : ابدیت

شاید پاسخ به یک نوشته

اخیرا در نوشته ای صحبتی از این حقیر شد. به هیچ وجه قصد پاسخ به این نوشته را ندارم. شاید چون فضای یک بحث معمولی و در قالب ادب معمول که شایسته هر بحثی است را ندارد. اینجانب خوشبختانه و یا بدبختانه به این اعتقاد هستم که برای بحث باید در چهره طرف مقابل نگاه کرد و در صورتی که حداقلی از شرایط محقق نبود از اساس ساکت ماند. حتی اگر پاسخی موجود باشد. تنها به آن بخش از حرف های ایشان پاسخ می دهم که نیش و یا سفارشی بوده از جانب دیگران. تا یکبار به دیگران گفته شود جواب های، هوی است.

همین قدر اکتفا می کنم که در مقایسه بین دو سبک، بالاخره زمان و شیوع آن سبک گواهی می دهد که چه درست بوده و چه درست نبوده. البته این تکاپویی که برای به زیر سوال بردن این کتاب شروع شده در جای خود جالب است. معمول این بود یک بار در باب کتابی مطلب نوشته می شد و کلا اصل جریان فراموش می شود. اما ظاهرا اوضاع در باب این کتاب و نوازنده اش متفاوت است. گویا هرچه کتاب "پیزوری تر" باشد، تلاش برای به اصطلاح نقد آن نیز بیشتر می شود. الان که فکر می کنم در باب نقد هایی که درباره کلیه کتب خوانده ام تردید می کنم. زیرا تا به جایی که به یاد دارم در باب آن ها هم خوانده بودم که یا دزدی هستند، یا رسم الخط آنها با سلیقه آقا فرق دارد و یا نویسنده آنها دیگر از جمع نزدیکان آن آقا نیست. دلیل آنکه هم از جمع نزدیکان آن آقا دیگر نیست آن است:

"طرف خیلی پر رو شده بود. می خواست با من دونوازی بنوازد. من هم جوابش کردم..."

"... آقا بهرام طرف ول کرد رفت سراغ اسماعیلی..."

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: نقد محمد علی برجیان :..: سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 20:0


بعد از حدود پنج ساعت راهپیمایی و کوهپیمایی، خسته و عرق ریزان ، بر روی تخته سنگی زیر سایه ی چنار های تنومند در نزدیکی چشمه ای که رمق چندانی برای جوشش نداشت ، نشستم تا نفسی چاق کنم . نزدیک من تخته سنگ دیگری بود ، که روی آن خانم و آقایی نشسته بودند .  خانم مانتو شلوار کرم و روسری ماشی رنگی پوشیده بود و با صورت گرد و سفید ش با حالتی مصمم و پر غرور ، جنبش برگ های سبز چنارها را نگاه میکرد و به حرف های آقایی که کنارش نشسته بود و با حرص و ولع زیادی سعی داشت گفته هایش را حالی کند ، گوش میداد . مرد چهره ی سوخته و تکیده ای داشت ، که در اولین نگاه خیلی رنج کشیده و مقاوم مینمود . معمولا در این موقع از یک روز غیر تعطیل وسط هفته دیاری آنجا نبود . لباسهای خاک آلودشان میگفت که یک مسیر خاکی طولانی را پیموده اند . آنها حواسشان گرم بحث خودشان بود و حضور من  در نزدیکی آنها توجه شان را جلب نکرد . بعد از چند دقیقه ای که نفسم جا آمد ، دیگر شنیدن حرف های آنها برایم اجتناب ناپذیر بود . اتفاقا بحثشان بر سر موضوع هنر بود .  زن میگفت هنر در شرایط فعلی چیزی جز تفریح و تفنن نیست و کاری از دستش بر نمی آید . مرد پرسید شما مسئولیت را از گردن هنر بر میدارید ؟ زن جواب داد ؛ خیر اصلا اینطور نیست ، ببین تا زمانی که اداره ی دنیا به دست دیوانگان و زورمستان مردم سواری ........

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: محمدرضا درویشی :..: شنبه بیست و پنجم مهر 1388 15:24
 

به مناسبت زادروز / محمدرضا درویشی

بیست و پنجم مهرماه سالروز تولد آهنگساز و پژوهشگر موسیقی ایرانی، محمدرضا درویشی است. در این مقاله سعی بر این شده تا با نگاهی به زندگی ، آثار و فعالیت های وی ، زمینه ای برای آشنایی بیشتر دوستداران موسیقی ایرانی با این هنرمند گرامی فراهم آید.


در روز بیست و پنجم مهرماه یکهزارو سیصد و سی و چهار در شهر شیراز متولد شد، وی فراگیری موسیقی را از سیزده سالگی شروع کرد ، در سال 1353 وارد دانشکده ی هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) شد و در سال 1357 در رشته ی آهنگسازی فارغ التحصیل گردید.

درویشی، از اوایل دهه ی شصت تا کنون ، سفرهایی را برای پژوهش در موسیقی نواحی به مناطق مختلف ایران انجام داده است. حاصل این سفرهای پژوهشی ، آثار مکتوب و شنیداری ارزشمندی هستند که جزء منابع غنی ِ موسیقی نواحی بشمار می روند. وی علاوه بر تحقیقاتش در رابطه با موسیقی نواحی آثار قابل توجهی را در زمینه موسیقی ارکستری و موسیقی فیلم دارد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد ...

برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: دانلود :..: سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 17:54

(سماع مستانه)

 
تنبور علی اکبر مرادی تنبک پژمان حدادی
 
 
 

02 The Union Dream.wma

03 The Ecstatic Sama.wma

04 Grievance.wma

05 Farewell.wma

06 Departure.wma

07 The Love s Football.wma

08 Improvisation.wma

09 Ecstacy.wma

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: زندگی نامۀ مشکاتیان :..: سه شنبه چهاردهم مهر 1388 15:56

زندگی نامه پرويز مشكاتيان

پرويز مشكاتيان در 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور چشم به جهان گشود ، جهاني كه با گشودنش ، شنودن آواي مترنم و سرمست سرچشمه ها و دشت هاي بينالود از يك سو ، و از ديگر شيهه سواران و تاراج تاران و مغولان و... آنچه كه بر نيشابور رفته بود ، را براي او ناگزير مي كرد .

مشكاتيان از 6 سالگي به فراگيري موسيقي پرداخت ، از ابتدا علاقه وافري به سنتور پيدا نمود و به علت ارتباط مداوم با استاد خود ( پدرش حسن مشكاتيان ) در 8 سالگي اولين كنسرت خود را در يك مراسم گرد هم آيي دانش آموزان مدرسه امير معزي نيشابور انجام داد . مشكاتيان از كودكي متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبيات منظوم و منشور ايران با راهي كه برگزيده بود شد و در اين راه نيزپدرش راهنماي او بود . از دوران دبيرستان در اردوهاي رامسر شركت مي جست و در مسابقات آموزشگاههاي سراسر كشور ركورد دار بود . پرويز مشكاتيان پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد . رديف عالي موسيقي ايران (( رديف آقا ميرزا عبدالله )) را در دانشگاه نزد استاد فقيد نور علي خان برومند و دكتر داريوش صفوت آموخت . همزمان با اين آموزشها از محضر اساتيدي چون : دكتر محمد تقي مسعوديه ، شادروان عبداله خان دوامي ، شادروان سعيد هرمزي ، شادروان يوسف فروتن نيز بهره گرفت . او همچنين در مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور مشغول كار شد . پرويز مشكاتيان در آزمون باربد كه ابتكار استاد نور علي خان بر پا شده بود در رشته سنتور به مقام اول با ( پشنگ كامكار ) و در كل آزمون به مقام ممتاز با ( داريوش طلايي ) دست يافت .

مشكاتيان پس از استعفا از راديو تلويزيون ، به اتفاق چند تن از موسيقيدانان ، موسسه فرهنگي و هنري چاووش را بنياد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجويان موسيقي شد . مشكاتيان داراي قريحه يي ذاتي است ، او به گفته دست اندر كاران موسيقي قدرت خارق العاده ايي در تصوير سازي و تبحر زيادي در انواع ريتم و خاصه آهنگسازي روي اغزال و اشعار مورد علاقه اش دارد . آهنگ هايي كه تاكنون از وي شنيده ايم عبارتند از : (( مرا عاشق)) ، (( شور انگيز )) ، (( نغمه )) شعر از مولانا خواننده شهرام ناظري اجرا گروه عارف .

تصنيف (( دشتي )) ، (( غم انگيز )) شعر حافظ خواننده هنگامه اخوان اجرا گروه عارف . (( آستان جانان )) ، (( شيدايي )) ، (( سرانداز )) ، (( سرو ناز )) ، (( بيداد )) شعر حافظ خواننده شجريان دو نوازي در ايران – گروه عارف در اروپا . (( بيداد )) اجرا گروه عارف و شيدا (( كرد بيات )) اجرا گروه عارف (( رزم مشترك )) ، شعر آذر مهر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( وطن )) شعر آذر مهر خواننده ناظري اجرا گروه عارففف . (( ايراني )) ، گروه شيدا . (( چوپاني )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( پيروزي )) شعر جواد آذر خواننده شجريان دو نوازي ( با ناصر فرهنگفر )- (( طلوع )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( جان جهان )) شعر مولانا خوانندگان شجريان اجرا گروه عارف . (( سركش )) شعر مولانا خواننده خواننده شجريان دو نوازي . (( دل انگيزان )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( گلنوش )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( صبح است ساقيا )) ، (( چكاد )) شعر حافظ خواننده شجريان اجرا گروه عارف .((افسرده حال )) شعر بابا طاهر خواننده پريسا اجرا گروه مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران . (( شكر و شكايت ))

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: مشکاتیان :..: چهارشنبه یکم مهر 1388 1:44
 
 
پرویز مشکاتیان
 
منبع : گفتگوی هارمونیک
 
مشكاتيان را تنها بايد شنيد (I)
این نوشته را دو یا سه سال پیش، دقیقاً یادم نیست در همان حوالی نوشتم و حالا بسیار متاسفم كه در چنین شرایطی آن را برای خواندن در اختیارتان قرار می دهم. نوشتن درباره ی بعضی ها آن قدر دشوار است كه خواندن ترجیح داده می شود. درباره ی مشكاتیان از این هم دشوارتر است. مشكاتیان را تنها باید شنید و تنها، باید شنید ...

امضاء شاید منظرِ یک تنهایی باشد، بیرون از جدال های غم انگیز و فارق از بحث های سر در گُم که هر بار پیش آید از خود دور می شوم، به دنبال فرصتی برای یک تجربه ایرانی از نوع معاصر آن می گردم و این فرصتی است برای تأمل.

از فراموشی که شروع کنیم، اگر چه شاید بی راهه باشد، یعنی این که ما هم فراموش می شویم و شاید این نوشته آغازی باشد برای فراموشی همانگونه که تاریخ هم فراموش کرده است. عیناً اتفاقی است که پایین این نوشته روی می دهد و بالای آن نه. پایین در انتظار گذر زمان و بالا در پی وسعت سطح و من نمی دانم از چه پُر خواهم شد. نتیجه درنگ این که دری بسته می شود و دری دیگر گشوده، که این نیز تمرین یک حرکت است، اگر مجاز باشد.

پس ابتدا امضاء را ثبت می کنم. اما به نام شما. ما همه حذف خواهیم شد، مثل سنگی که پرتاب شده، یکی فرصت دارد برود به سوی هدف که غالباً در حسرت اش می ماند، یکی هم سپرده می شود به آب و حالا حکایت ماست که در حسرت یکی از آن ملودی های ناب مانده ایم، چه در شنیدن و چه در ارائه اش، اصلاً معطل و مضطر مانده ایم در فراموشی اش که وصال نمی دهد و حالا می خواهیم فراموشی را به فراموشی بسپاریم و حیرانیم از این همه بی قراری، گویا "باربد" امضاءاش را به آب انداخته و حال و ماضی و گذشته همه علیه فراموشی اند و حالا کسی قاصدک را فوت کرده است و مشتی در آب و جرعه ای.

باربد نباشد، پرویز را می کنیم آویزه ی گوشمان، شبدیز را نوش دارو می دهیم تا بیاید و کنار ما بنشیند و به ما بگوید فراموش کنید، اما اول خودتان را بیندازید درون هویت و هویت را بکنید قیافه ی خودتان و اگر صدایی شنیدید، فراموشی نیاز نیست. از فرق سر تا پیشانی امضا می رود به سوی "چکاد". این ها همه طبیعتِ من اند و این ها همه صدای طبیعت اند.

همیشه تعارفات آدم را جذب خودش می کند و این تأمل طولانی نطفه اش بسته شده است با عزم و همت هنرمندی که نامش را قبلاً یادآوری کرده ام. پرویز مشکاتیان از گوش ما بیرون نمی رود، از دل ما هم. در میان این همه شنیدار وسواسِ ما به یک اصطلاح بند شده است. "آهنگ" که در فاصله گوش من و شما مأنوس می شود و به تجربه های آهنگین شخصی می رسد که از مرحله ی فردی به یک فراز اجتماعی و فرهنگی رسیده است.

به گونه ای که گاه رویای زیستن را ارج می نهد، گاه به داوری خویش می نشیند و گاه ساده و صمیمی می شتابد به سوی آستان دوست. به قول عزیزی "زجر در خلاقیت اصل است و زیبایی نیز در همان زجر است". نغمه های مشکاتیان از نوستالژیا و آشیان دور به اسطوره و بنداده رسیده است، به همین خاطر می رود تا انتهای حس و عاطفه ی ما.

این انتقال احساس سه منبع اساسی دارد. دانشکده هنرهای زیبا و از این طریق دسترسی به موسیقی دستگاهی با اتکا به استادان بی بدیل همان عصر و شناخت و آگاهی از موسیقی مدون شده ی غرب از طریق استادان همان دانشکده. دوم حضور و تبادل اطلاعات در مرکز حفظ و اشاعه همزمان با دوره ی شکل گیری شخصیت موسیقایی و سوم هم گروه چاووش (عارف و شیدا) که همراه است با خلاقیت و وفور نغمه های ماندگار.

گرچه نباید تنها به این سه منبع اکتفا کرد و حتماً تأثیرات فرهنگ موسیقی خراسان در این باره را باید دخیل دانست اما استفاده از نحوه ی "ترکیبِ سازی" لحن ها از بیان های بومی و مردمیِ اصطلاحاً رها به سوی ساختارهای ایستا، مشکاتیان را درگیرودار همین تأثیرها و شیوه های مختلف از اجرای قطعات قدیم موسیقی دستگاهی به سوی احساسات و هیجانات اجتماعی سوق می دهد و نهایتاً به سوی زورآزمایی شیوه های اجرایی مجریان ماقبل خود با اتکا به عناصر موسیقایی و تکنیک های تعریف شده ایی پیش می رود تا بتواند نهایتاً از لبیرنت تودرتوی لحن های متعدد، به آرامی، ساده و بدون هیچ زحمتی عبور کند، که همه ی این ها البته یک هوشیاری عجیب می خواهد.

مشکاتیان در "بیداد" (شاهد عینی ما تا آن زمان)، نشان می دهد که کاملاً به آن هوشیاری و استقلال رسیده است. پختگی همراه با لحنی شخصی، لحنی جسور و بی-آلایش، گاه مهربان، گاه گستاخ، گاه رزم و گاه تغزل.
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: مشکاتیان درگذشت :..: دوشنبه سی ام شهریور 1388 21:6

منبع : خبر گزاری مهر

پرويز مشكاتيان (۱۳۳۴-۱۳۸۸)
<br>
(تصوير از رميسا مفيدي)

پرویز مشکاتیان درگذشت

پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور ساعتی پیش به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت.

به گزارش خبرنگار مهر، لحظاتی قبل خبر رسید که پرویزمشکاتیان امروز بعد از ظهر در سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شد ودرگذشت.

مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

بهداد بابایی نوازنده سه تار وخواهر زاده این هنرمند برجسته گفت خبر تشییع پیکر آن مرحوم متعاقبا اعلام می شود.

 خبرگزاری مهر ضایعه درگذشت پرویز مشکاتیان را یه خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگی و هنری کشور تسلیت می گوید.

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: دانلود ای تیر غمت... :..: یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 15:32


هر در که زنم صاحب آن خانه تويي تو         هر جا که روم پرتو کاشانه تويي تو
تا کي به تمناي وصال تو يگانه               اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
هر کس به زباني صفت حمد تو گويد        بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه

تصنيف "اي تير غمت را دل عشاق نشانه" با صداي بانو پريسا و همکاري پرويز مشکاتيان:

Download

 

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..:دانلود موسیقی :..: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 16:30

قطعه ي کوتاهي از آواز ابوعطا با صداي بانو قمرالملوک وزيري

:و تار استاد مرتضي خان ني داوود

 قمرالملوک وزیری

Download

مگر  نسيم سحر بوي زلف يار من است

که راحت دل رنجور بي قرار من است

به خواب خوش نرود چشم بخت من همه عمر

گرش به خواب نبينم که در کنار من است

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: حسین خواجه امیری :..: شنبه چهاردهم شهریور 1388 16:45
با موضوع زندگي «حسين خواجه‌اميري»؛
مستند «پهلوان آواز» ساخته شد

خبرگزاري فارس: فيلم مستند «پهلوان آواز» با موضوع زندگي «حسين خواجه‌‌اميري» ساخته شد.


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، فيلم مستند «پهلوان آواز» در موسسه شكوفا فيلم به تهيه كنندگي داريوش باباييان ساخته شد.
بنابراين گزارش، اين فيلم سينمايي «پهلوان آواز» به بخش‌هاي مختلف زندگي «حسين خواجه اميري»(ايرج) مي‌پردازد و زندگي اين خواننده را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
حسين خواجه‌اميري متخلص به ايرج متولد 1313 در كاشان و يكي از موفق‌ترين خوانندگان عرصه موسيقي سنتي است. او پدر احسان خواجه‌اميري خواننده پاپ و ساغر خواجه‌اميري(نوازنده) است.

منبع خبرگزاری فارس

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: اپیدمی ربنا خوانی :..: شنبه هفتم شهریور 1388 14:30

اپیدمی ربنا خوانی ..

پس از آن که رادیو رو به جلو دوید ! و مدیر آن اعلام داشت که ربنای خوانده شده با صدای آقای شجریان از شبکه های رادیویی پخش نخواهد شد ،تلاشی فراگیر برای جایگزینی اجراهایی دیگر از ربنا در این نهاد آغاز شد .. از جمله آن که با خوانندگانی ( از جمله ی من که چند بار تلفن زدند ) برای ربناخوانی تماس گرفتند که بیایند و اجرا کنند .. برخی که مطلع نیستم ، از جهت رقابت ! با آقای شجریان بر سر ربنایی که خود هم می دانند نمی توانند آن گونه بخوانند ، یا از سر اندک دستمزدی که می دادند و شاید هم از سر بغض نسبت به آقای شجریان ( العیاذ بالله ! ) آمدند و خواندند .... هر چند در این میان یکی دو نفری معتقد بودند که اگر آن ها نخوانند کار به دست بی مایه ها می افتد و به کلی از میان می رود ، اما به عقیده ی راقم سطور ، هیچ دلیلی نمی تواند توجیهی بر کار رفقای ما باشد ... ربنای شجریان ، شعر حافظ است و بر امثال بنده نیامده تا اشعار خود را به عوض دیوان حافظی که چاپش ممنوع شده جایگذاری کنیم و شاید از این نمد ..... !  که حداقل ، این شرایط ، شرایط مناسبی نبود برای چنین کاری و گویا دوستان ما اصلا در باغ نبودند که چه خبر است ..

حال که ربناخوانی دچار اپیدمی شده و خیلی ها به طمع نام ( اگر برای نان نباشد ) آمده اند و خوانده اند و برخی هم رکب خورده که بیاییم تا با آوردن بی مایه ها خرابش نکنند ، خوب است اقلا به یاد داشته باشیم که ربنا شجریان همین یکی است و بس .... گمان ندارم آن بیست تایی که می گویند تولید شده ، آن صفا را بیاورد سر سفره ی افطاری روزه داران!

منبع : موسیقی زمان ما

حسین علیشاپور

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: سپیده :..: سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 15:34

سپیــده




ایرانی ز سر کن خواب مستی

بر هم زن بساط خود پرستی

که چشم جهانی سوی تو باشد چه از پا نشستی

در این شب سپیده نا دمیده

تیغ شب به خونش در کشیده

امید چه داری از این شب

که در خون کشیده سپیده

تیغ برکش اذر فشان

نغمهه ها را تندری کن

در دل شب

رخ برفروز

کار مهر خاوری کن

از دورن سیاهی برون تاز

پرچم روشنایی بر افراز

تا جهانی از تباهی وا رهانی

نیمه شب را تیغ بر دل برنشانی

با خواری در روزگار

ننگ باشد زندگانی

مرگ به تا چنین زندگانی

ای مبارز

ای مجاهد

 ای برادر

دل یکی کن

ره یکی کن

بار دیگر

راه بگشا

سوی شهر روشنی ها

روزگار تیرگی ها بر سر امد


آلبوم سپیده

با صدای استاد محمد رضا شجریان



نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: ای خطۀ ایران :..: چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 15:35
اخذ از: کلک خیال انگیز
ای خطه ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین، جان و تن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ و گل و لاله و سرو و سمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی من
کز بافته خویش نداری کفن من

امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من ، وطن من

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: مجید ناظم پور :..: شنبه دهم مرداد 1388 15:51
«ناظم پور» داور مسابقه بين‌المللي ساز عود در سوريه شد

خبرگزاري فارس: مجيد ناظم پور به عنوان داور مسابقه بين‌المللي ساز عود (بربط ) در كشور سوريه حضور پيدا مي‌كند.


به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، مسابقه بين‌المللي ساز عود به همت وزارت فرهنگ و هنر كشور سوريه 14 و 15 مرداد با حضور شركت كنندگاني از كشور هاي مختلف برگزار خواهد شد.
در اين مسابقه مجيد ناظم پور نوازنده ساز عود (بربط) و همچنين محقق اين ساز باستاني از كشورمان به عنوان يكي از داورها حضور خواهد داشت.
اين نوازنده و محقق قبلأ نيز در سمينارها وفستيوال‌هاي تخصصي اين ساز كه در كشور هاي مختلف برگزار شده به عنوان نوازنده و سخنران همكاري و شركت داشته است.
همچنين از ناظم پور آلبوم تكنوازي عود با عنوان «راز ساحل» در بازار موسيقي منتشر شده است.
منبع : خبرگزاری فارس

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: بیانیۀ خانۀ موسیقی :..: چهارشنبه هفتم مرداد 1388 15:14
در پي هتك حرمت رئيس شوراي عالي
بيانيه خانه موسيقي منتشر شد

هيئت مديره خانه موسيقي نسبت به هتك حرمت استاد محمدرضا شجريان (رئيس شوراي عالي موسيقي)در برخي رسانه ها بيانيه اي صادر كرد.

به گزارش سايت خانه متن اين بيانيه چنين است:

متعاقب رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر، مردم با فرهنگ و فهیم ایران متاسفانه یک بار دیگرشاهد هتاکی برخی قلم به دستان مغرض به اهالی فرهنگ بودند و این بار جناب آقای محمدرضا شجریان ، اين نگین هنر و استاد اسطوره ای موسیقی اصیل کشور مورد تهاجم وهتک حرمت قرارگرفت .

هجوم این عوامل ضد فرهنگ و بستن افترا و اتهام واهی به هنرمندی  که به واقع در قلب همه ایرانیان فرهنگدوست در سراسر دنیا جای دارد به نوعي اهانت و گستاخی به همه ایرانیان اهل علم و فرهنگ قلمداد می شود که باید به شدت از سوی مراجع ذی صلاح با آن برخورد شود.

 نویسندگان و پرونده سازان که اندیشه ای جز تضغیف و تحلیل فرهنگ ملي ایران و تحقیر هنرمندان وبزرگان علم و اندیشه و هنر را در سر نمی پرورانند استاد شجریان را به خاطر استیفای حقوق حقه خود- كه از قبل از انقلاب در پي آن بوده است - با زشت ترين الفاظ و بدترین اتهامات مواجه كردند.

خطاب قراردادن رئیس شورای عالی خانه موسیقی ( عالی ترین شورای تخصصی هنر موسیقی در کشور) به عنوان مهره استعمار و وطن فروش اتهام بزرگی است که نه تنها ایشان و دیگر اعضای برجسته این شورا، بلکه  شان وجايگاه طیف گسترده ای از شاگردان، هنرجویان و همچنین هزاران عضو نهاد مدنی خانه موسیقی را نیز ملکوک کرده و موجبات رنجش ومشوه جلوه دادن فعالیت های فرهنگی این نهاد را فراهم آورده است.

حفظ و صيانت ازحريم و حقوق اوليه هنرمندان خدوم و تاثير گذار كه چراغ عمر خود را در راه اعتلاي فرهنگ وهنر اين مرز و بوم  بر افروخته اند از وظايف اصلي و اساسي همه كارگزاران و مسئولان كشوروبويژه اصحاب رسانه ها به شمار مي رود و حال آنكه استاد محمدرضا شجريان و خدمات او چنان بسيط و گسترده و چنان تابناك و درخشان است كه نياز به هيچ شرح  و توضيح اضافي ندارد.

خانه موسيقي ضمن ابراز تاسف از توهين و افترايي كه به رياست شوراي عالي و مآلا به جامعه هنر موسيقي كشور وارد شده است ازمسئولان مي خواهد موضوع را رسيدگي و با برخورد مقتضي با اين روند ضد فرهنگ زخم اتهامات وارده به اين هنرمند برجسته و هزاران هزار هنرمند عضو خانه موسيقي را التيام بخشند.

منبع : خانۀ موسیقی

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: تجسم ریتمیک ترانه های کودکانه :..: چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 15:2

 

 

خواستگاه ترانه های کودکانه ، تخیلاتی ساده  و  کودکانه اند که با ذوق شاعر ،  زیباترین احساس را بر می انگیزند و شادی برای کودک به ارمغان می آورند. در بستر شادی فراهم آمده ، سر زندگی و امید در ذهن کودک بارور می شود و ریتم ، این عنصر مهم موسیقی ، پیوندی پر مهر بین کودک و موسیقی بر قرار میکند. در این مجموعه با استفاده از تجسم ریتمیک شعرهای کودکانه یه کمک ساز تنبک ، سعی در ایجاد پیوندی حسی بین معلم و کودک گردیده و نگارنده اجرای آن به معلمین تنبک پیشنهاد میکنم ...

سعید هدهدی  - تابستان ۱۳۸۸

 

مرکز پخش : موسیقی عارف ۳۳۹۱۷۷۸۴

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: ماجرا ادامه دارد :..: شنبه بیستم تیر 1388 14:31
اخذ از : سل
ماجرا ادامه دارد / نویسنده نامه جنجالی اخیر به شجریان، پاسخ معترضان‌اش را داد؛
ساسی مانکن گوش نمی‌کنم اما: کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است!

سینمای ما - هفته گذشته چاپ نامه‌ای شدیدالحن خطاب به محمدرضا شجریان در سایت اینترنتی انصار نیوز، در انتقاد به تصمیم‌اش برای جلوگیری از پخش آثارش در تلویزیون، بازخوردهای فراوانی در وب داشت. انعکاس این نامه در سایت سینمای ما (به خاطر ارتباط‌ موضوع با رسانه تلویزیون) با واکنش‌های پرشماری از سوی مخاطبان سایت رو به رو شد. اغلب در اعتراض به این نوشته و چند نفری هم موافق. که بخشی از این واکنش‌ها در قالب کامنت بازتاب یافت. دو جوابیه به این نامه را هم در حمایت از استاد آواز ایران منتشر کردیم. حالا نویسنده نامه جنجالی مذکور، در توضیح ادعا و واکنش به بازخوردها و جوابیه‌ها، یادداشت تازه‌ای نوشته که متن کامل آن را این جا می‌خوانید... (لینک یادداشت‌های گذشته در بخش «خبرهای مرتبط» در انتهای همین پست وجود دارد)

مهران موزونی

مطلبی که در خصوص رفتار نابخردانه شجریان نوشتم، درست مانند این بود که برای گردهمایی اوباش و خس وخاشاکی که در فتنه سبز، میان هواداران موسوی پنهان شده بودند «فراخوان» داده باشم، در فضای سایبر، یک موج «لجن‌پراکنی» بر علیه نگارنده به راه افتاد، ده‌ها وبلاگ و سایت جورواجور، گویی که مقدسات و محرمات خانوادگی‌شان به خطر افتاده باشد، توهین و فحشی نبود و نماند که نثار بنده نکنند، عجیب‌تر اینکه همگی آنانی که مدام، نظام و دولت نهم را به تقدیس‌گرایی متهم می‌کنند، شجریان را چنان در زر ورق قداست پیچیده وآنکارد کردند که لحظه‌یی به یاد حملات دوم خردادی‌ها در دوران سیاهشان به معصومین و بعضا ذات اقدس پروردگار در روزی‌نامه‌هایشان افتادم.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: واکنشهانسبت به نامۀ انصاریپور :..: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 14:39
اخذ از : سل
واکنش‌ها نسبت به نامه شدیدالحن به محمدرضا شجریان؛
علی (ع) فرمود: خوش ندارم فحاش باشید...

سینمای ما - متن نامه مذکور خطاب به شجریان در این سایت هم منعکس شده بود که با واکنش‌های فراوانی رو به رو شد. این جا مقاله‌ای در همین باره را می‌خوانید.

 فرزند شهیدی در پیامی برای «تابناک» آورده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام....از این که وقت گذاشتم و این جملات توهین‌آمیز و به قول نویسنده نه از روی اسائه ادب ( عجب!) رو خوندم شرمنده ام...این که اینقدر تاب و توان شنیدن حرف‌های مخالف خودمان را نداریم و برایمان فرقی نمی‌کند که طرف حسابمان چه کسانی هستند.

مقاله ( توهین نامه) این نهاد به اصطلاح حزب‌الله!! که من نمی‌دانم و هیچ کجای قرآن و شرایع اسلام ندیدم که به احزاب خدا چنین اجازه‌ای داده شده باشد که بتوانند با بدترین کلمات ممکن و بی ادبانه ترین جملات تمام شخصیت و سابقه هنری یک مرد، یک استاد رو به حراج بگذارند... .

من از نگارنده این مطالب موهن می‌پرسم... زمانی که این مرد به کمک زلزله زدگان بمی شتافت، انصار حزب‌الله کجا بود؟ زمانی که استاد «دکان دو نبش گلویشان» را برای کمک به مردم داغ دیده بم به حراج بی منت گذاشته بودند شما چه می‌کردید؟

ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: من به پریشان گویی تو افتخار می کنم :..: یکشنبه چهاردهم تیر 1388 14:55

 جواب به انصاریپور

منبع : شجریانیها

من به پریشان گویی تو افتخار می کنم

من به شجریان می‌بالم. به شجریان؛ او که آنروز در اوج جوانی و امروز بر بلندای افتخار و در نهایت تجربه، وام دار هیچ حاکم و حکومتی نبود و نیست چرا که همواره با نهایت صداقت در کنار مردمی بوده که امروز او را سرمستانه می‌ستایند و دوستش می‌دارند.

من افتخار می‌کنم به توهین‌های آن‌که در روزگار‌ تقابل بی‌نقاب شقاوت و گستاخی و تاریکی با صداقت و روشنایی، چهره‌ی برافروخته و نازیبای خویش آشکار می‌کند.

من افتخار می‌کنم به توهین‌های تو ای آنکه در روزگار رویارویی ‌آشکار ِ غده‌ی دروغ و بی‌شرمی و ‌تراکم ناچیز تاریکی با پراکندگی و گستره‌ی وسیع نور، با نوشتاری سیاه و بی‌ارزش، حقیقت خویش را آشکارا فریاد می‌کشی. و از این حقیقت هم فرار می‌کنی. از اینکه برترین راه معرفی تو و امثال تو همین صفحات سیاه و سفید تاریخ است.

من افتخار می‌کنم که امروز و در این شرایط، از سویی و از جریانی به شجریان توهین می‌شود که به عنوان سردمدار توهین و بی‌شرمی نه تنها به بزرگان این سرزمین بلکه در قبال مردمان پاکش، زبانزد خاص و عام است.

فراموشت نشود که پدران تو نیز همواره در خاک و سنگ‌های کوهستان پر فراز و نشیب تاریخ لولیده‌اند و در دگرروزهایی پیشین، همین‌گونه در مقابل امیرکبیرها بی‌شرمی و گستاخی کره‌اند و حالا امروز تو خود قاضی باش ( هر چند که ناتوانی)؛ کدام یک جاودانه مانده‌اند؟ ناچیزهایی همچون تو؟ و یا امیرکبیرهای تاریخ؟

من به توهین‌ها و پریشان‌گویی‌های تو ای فقیر دانایی، ای فقیر نور و ای ناتوان، افتخار می‌کنم و خوشحالم که شجریان (بخوان ما) در مقابل توست. ای دشمن هنرمندی و بزرگی.

من به توهین‌های تو افتخار می‌کنم. توهین‌هایت از سر عصبانیت توست. عصبانیتی که آرام آرام نغمه‌ی خوش پرندگانی رنگارنگ بر فراز سرو بلند آزادی را به گوشم می‌رساند. من صدای آن روز را می‌شنوم.

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:حملۀ انصاریپور به شجریان :..: یکشنبه هفتم تیر 1388 15:27
حمله انصارنیوز به شجریان؛
ام‌کلثوم که نه؛ ساسی‌مانکن هم نیستید!
برای پخش صدایش از آنتن مقدس رسانه نظام عشوه‌های شتری می‌آید اما با امتیازات متعدد آشکار و نهانی که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهد شد کاملا آشتی است.
پایگاه خبـری انصارنیوز در یادداشتی شجریان را به خاطر انتقاد از صداوسیما از پخش یکی از سرودهایش کمتر از ساسی مانکن دانست!
به گزارش «شفاف» نویسنده این مطلب با بیان اینکه مصاحبه محمدرضا شجریان با بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم نوشته است: زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.
سال 74 وقتی در نامه‌یی سرگشاده به دکتر لاریجانی، تقاضای حق و حقوق مادی پخش آثارش را نمود، صرف‌نظر از اینکه انتظارش برای دریافت «مزد حنجره‌اش» از صداوسیما تا چه میزان بجا یا نابجا بود، نوع ادبیات تبخترآمیز شجریان در آن نامه و سرگشاده بودنش، قلب بسیاری از کسانی که او را از فرهیختگان عالم موسیقی ایران زمین می‌شمردند جریحه‌دار شد. من نیز به عنوان یکی از ارادتمندان این آوازخوان ایرانی از حرکت ناپخته او مکدر شده، لکن همانند سازمان صداوسیما سعه صدر به خرج دادم و شجریان را صرفا از سرزمین دلم اخراج، ولی صدایش را در گوشم ابقاء کردم و از آن پس «استاد شجریان» در ذهن و زبان بنده به «شجریان» تنزل یافته و سهم شنیداری صدایش را با دیگر سنتی‌خوانان این کشور یکسان قرار دادم.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: نامۀ استاد شجریان :..: پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 15:38
□  مطالب مرتبط:
»
دو عکس از حضور استاد شجریان در میان مردم (۲۶ خرداد)
» سرود «ایران ای سرای امید»، هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد اعتراض دوباره‌ی استاد محمدرضا شجریان به صدا و سیما
» در نامه‌ای خطاب به شورای اسلامی بم: استاد شجریان از پروژه‌ی باغ هنر بم کنار کشید...
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: بانو دلکش :..: شنبه شانزدهم خرداد 1388 12:45

اخذ از :کلک خیال انگیز

به کنارم بنشین

( بانو دلکش)

 

تا آساید ، دل آزارم ، بنشین ، به کنارم بنشین
بنشین ای گل ، به کنارم بنشین ، دل زارم بنشین
سوز دل می دانی ، بنشین تا بنشانی ، آتش دل را
یک نفس مرو ، که جز غم ، همنفس ندارم
یار کس مشو ، که من هم ، جز تو کس ندارم

ای پری بنه به یک سو ، ناز و دلفریبی
تا نصیبی از تو یابد جان بی نصیبی
ماه من به دامنم بنشین ،
کز غمت ستاره بارم
شکوه ها ز دوریت هر شب ،
با مه و ستاره دارم

من چه باشم بسته ی بندت ،
نیمه ی جانی ، صید کمندت
آرزومندت .

به کنارم بنشین

 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: کمال پورتراب :..: دوشنبه یازدهم خرداد 1388 1:32
در گفت‌وگو با فارس عنوان شد؛

  
نقطه‌نظرات «كمال‌پورتراب» درباره ابداع ساز توسط بزرگان موسيقي
خبرگزاري فارس: نايب رئيس شوراي عالي خانه موسيقي گفت: به نظر من بايد جلساتي به طور تخصصي و كاملا حرفه‌اي برگزار شود و سازهايي كه توسط برخي هنرمندان ساخته شده مورد نقد و بررسي كارشناسانه قرار بگيرد تا در آن صورت مشخص شود كه چه كسي واقعا استعداد دارد و بايد مورد حمايت باشد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، مدتي است كه ساخت و ساز و اختراع آلات جديد موسيقي در ميان برخي از هنرمندان موسيقي رايج شده است و هر روز اخبار تازه‌اي در اين باره منتشر مي‌شود.
محمدرضا شجريان استاد آواز ايران پنج ساز جديد به نام‌هاي ساغر، كرشمه، صراحي، بم صراحي و بم ساز را ساخته است و در نشست خبري خود با حضور خبرنگاران توضيحات خاصي بر ضرورت وجودي هركدام از آنان در دنياي موسيقي ايران بيان كرده است.
در هفته‌هاي گذشته نيز «حافظ ناظري» فرزند شهرام ناظري خواننده موسيقي سنتي ايران از ساز جديدي كه آن را «حافظ»نام نهاده رونمايي كرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: نمایشگاه سازهای کوبه ای :..: پنجشنبه هفتم خرداد 1388 18:11

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي

نمايشگاه «سازهاي كوبه‌اي» با آثاري از «مجيد كرمي» از نيمه‌ دوم خرداد‌ماه در فرهنگسراي هنر برپا مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجيد كرمي كه به تازگي از اسپانيا به ايران سفر كرده است، سال‌هاست كه به سازندگي سازهاي ايراني و كوبه‌اي مي‌پردازد و سعي دارد با تلفيق فرهنگ‌ها، طراحي‌هاي جديدي در سازها ايجاد كند.

دراين نمايشگاه نيز 10 ساز كوبه‌اي همچون دف، ضرب زورخانه‌اي، دهل، دمام، تنبك، مولتي‌ درام، كاخاتون و ... به نمايش در مي‌آيد كه برخي از آنها همچون مولتي درام و كاخاتون از طراحي‌هاي اين هنرمند محسوب مي‌شود.

اين سازها در ابعاد مختلف با كوك‌هاي بادي و پيچي دراين نمايشگاه عرضه مي‌شوند.

هم‌چنين در حاشيه‌ي اين نمايشگاه، فضايي براي تست‌كردن سازها توسط نوازندگان و اساتيد موسيقي كه حضور پيدا مي‌كنند، در نظر گرفته شده است.

گفتني است: اين نمايشگاه به همت نشر موسيقي «نوفه» از 16 تا 26 خرداد در فرهنگسراي هنر برپا مي‌شود.

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: نقدی بر عملکردپاچه گیران موسیقی :..: چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 16:20

 

نقدی بر عملکرد پاچه گیران موسیقی

اهالی موسیقی و آنها که کمی خود را به جوهر این هنر آغشته نموده اند خود به نیکی از وضعیت اسفبار موسیقی اصیل ایرانی , مطلع اند  . عدم حمایتهای مالی ؛ گرایش جوانان به سمت موسیقی های غربی ؛ کم کاریهای بعضی از بزرگان موسیقی ایرانی ؛ مشکل صدا و سیمای ملی ایران با موسیقی اصیل ایرانی و موارد بسیاری که متاسفانه مجال پرداختن به آنها در این چند سطر نیست .

وجود این همه مشکلات برای گریز جوانان از موسیقی و رغبت آنان به موسیقی های غربی کم نیست . در این بین حضور وبلاگ ها و سایتهای موسیقی که بتواند موسیقی اصیل ایرانی را به نحو احسن به جوانان معرفی نموده و آنان را با این هنر اصیل به درستی آشنا نماید بسیار پر اهمیت می نمایاند .

البته ؛ در نقطه مقابل نیز وجود برخی از وبلاگهای موسیقی ایرانی نه تنها باعث جذب جوانان به موسیقی های ایرانی نمیگردند ؛ بلکه با تند روی های بیهوده و پرده دری های بیش از اندازه باعث ایجاد اختلاف در بین هنرمندان و بر جای گذاردن ذهنیتی نا مطلوب از هنرمند مورد علاقه مخاطبان موسیقی میگردند . که این خود با وجود وضعیت نامطلوب علاقه مردم به موسیقی ایرانی گناهی نا بخشودنی تلقی میگردد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: خبرگزاری مهر :..: شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 23:45

پیمان سلطانی در گفتگو باخبرگزاری مهر:

کنسرت ارکستر ملل به یاد شیر بختیاری برگزار می شود

ارکستر ملل در تازه ترین برنامه خود کنسرتی را به یاد "شیر علی مردان" دلاور سال های دور ایل بختیاری در تهران به روی صحنه می برد.

 رهبر ارکستر ملل ضمن اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت : همایش بزرگداشت " شیر علی مردان " از مبارزان دوران گذشته31 اردیبهشت برگزار خواهد شد که در جریان آن کنسرت "راپسودی بختیاری" را به افتخار این دلاور مرد بختیاری  اجرا خواهیم کرد.

پیام سلطانی همچنین در ادامه افزود : کار آهنگسازی "راپسودی بختیاری" را بعد از نوروز و در مدت دو هفته انجام داده ام که در دو مومان نوشته شده است. این اثر بر اساس یک تم چند ثانیه ای به نام "شیر علی مردان " ساخته شده و ارکستر ملل در حال حاضر مشغول تمرین آن است.

وی درباره ساز بندی ارکستر ملل در این اجرا گفت : ارکستر ملل با سازهای ملی و همچنین سازهایی مانند کرنا ، دهل و تمبک به همراهی گروه کراین قطعات را اجرا خواهد کرد.

سلطانی درپایان در مورد مکان برگزاری کنسرت گفت : هنوز مکان دقیق مشخص نشده است اما این برنامه در یکی ازتالارهای وحدت و یا کشوربرگزار می شود. 

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: گفتگو با پیمان سلطانی:..: دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 22:45
اخذ از:سایت نویدی

گفتگوی اختصاصی با پیمان سلطانی

وبلاگها تعصب را کنار بگذارند 

  افتادگی و تواضع نخستین چیزی است که در بر خورد با سلطانی به چشم  می آید. اما صمیمیت و سادگی در برخوردش باعث نمی شود که فراموش کنم او یکی از مردان بزرگ هنر این مرز و بوم است. آهنگسازی و رهبری ارکستر، نوازندگی سه تار و تار و سنتور، شعر و ادبیات و طراحی و نقاشی ، همه را بگذارید کنار دید منطقی و آگاهانه ی او به جهان پیرامون آن وقت در میابید هم صحبتی چند دقیقه ای با او چقدر ارزشمند است. در 33 سال عمر فعالیت هنری اش نشانی از سستی و نا امیدی دیده نمی شود. گویا او با همه ی مشکلاتی که یک انسان برای رسیدن به اهدافش دارد کنار آمده و همچنان نیز به سوی پیشرفت می تازد، به سوی خلق آثاری نو و شاید بی بدیل.

دیدار در جلسات پیگیری جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران فرصتی را فراهم کرد تا با پیمان سلطانی قرار مصاحبه ی تلفنی را برای اعلام خبر کنسرت آینده اش را بگذارم. ساعت نزدیک به 12 شب می شد ولی او با انرژِی و مشتاقانه به سوالات اندک من پاسخ داد. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: نقد و بررسی اثار مجید حسابی :..: سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 0:35

نقد و بررسی آثار مجید حسابی

مجید حسابی صاحب سه اثر چاپ شده به نام های مقدمات تنبک نوازی- پنجاه قطعه برای تنبک و قطعات لنگ برای تنبک می باشد. اولین اثر مجید حسابی مقدمات تنبک نوازی است که شامل دو بخش است. بخش اول در محدوده آموزش پنج حرکت به هنرجو است که روند آموزشی خوبی دارد و اتدهای تمرینی، با هدف خاص دستیابی به ریزپر و بشکنی تنظیم شده. کاملاً واضح است که حسابی با استفاده از تجربیاتش در امر آموزش با حوصله و دقت و وسواس فراوان این بخش از کتاب را نگاشته اند. ابتدا آموزش پنج حرکت در قالب میزان های دو چهارم و نت های سیاه و سکوت سیاه بعد نت های سیاه و چنگ، بعد نت ها همه چنگ می شود و نویسنده میزان های سه چهارم را هم به کار می گیرد و در ادامه میزان های ساده شامل نت های سیاه و چنگ و دولا چنگ آورده اند و این خرد شدن نت ها به سه لا چنگ و در نهایت به ریزبشکنی  و پر می رسد و سپس علامت ریز را جایگزین سه لا چنگ کرده اند و در ادامه به فرم نگارش نهایی تمارینی اغلب دو چهارم اضافه کرده و بخش اول کتاب پایان یافته است. این هدفمندی در بخش دوم کتاب دیده نمی شود و نویسنده دقت لازم را ننموده است. اگر قرار بود زینت به هنرجو تعلیم داده شود، جای آن بعد از نت های سه لا چنگ در بخش اول کتاب بود و


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: به یاد شادروان حسین تهرانی :..: دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 22:18

به یاد شادروان حسین تهرانی

محمود خوشنام

این که می گویند که موسیقی سنتی ایران با ریتم سر و کار زیادی ندارد، حرف درستی نیست.

اگر این موسیقی آن گونه که شنوندگانش می گویند ریشه در نواهای باربدی داشته باشد، می بایستی از ریتم های سرزنده ای نیز برخوردار باشد. چنین نیز هست، ولی با این تفاوت که این ریتم ها در درازهای تاریخ به سبب رویداد ها نا مطلوب اجتماعی، فرهنگی خود را در آخر مایه ها پنهان کرده است. باید مایه ها را شکافت و ریتم های پنهان و مهجور را از دل آن ها بیرون کشید. شاید همین فرم های ضربی موجود چون پیش درآمد و چهار مضراب و پررنگ که از حدود هشتاد - نود سال پیش در اجرای موسیقی سنتی به کار گرفته شده بخشی از همان ریتم های پنهان باشد که به یاری هوش و قریحه هنرمندان باز آفریده شده است.

اما اگر موسیقدانان عصر مشروطه چند شکل در موسیقی سنتی کشف یا ابداع کردند، نیم قرن بعد هنرمندی دیگر به جستجویی ژرف پرداخت و محدوده وزن و ریتم را در این موسیقی به پهنه ای سترده تبدیل کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: برای بهمن رجبی :..: سه شنبه هجدهم فروردین 1388 23:3

مردی که نمی شناسیم اش

بهمن رجبی / عکس از : bahmanrajabi.ir

اولین باری که نام بهمن رجبی را شنیدم، در توصیفش همان را شنیدم که خیلی ها می شنوند. مردی تند مزاج گاهی بد اخلاق که اگر از تو ناراحت بشود جز فحش و ناسزا نصیبت نیست. اما اولین باری که اورا دیدم جز مهربانی و صفا چیزی در اخلاق و رفتارش نبود. مردی خوش اخلاق و زود جوش در گوشه ای شلوغ از شهر بی در و پیکر تهران.

 اورا در منزل یا کلاس(!) سابقش در کوچه ی پیرنیا دیدم. خانه ای محقر که یک اتاق بیشتر نداشت و یک اتاق بزرگتر که می توانستی هال و پذیرایی اش بنامی! یک صندلی با همان اورکت سبز آویزان بر آن و یک قفسه ی آهنین که می گفت هدیه ی یکی از شاگردانم است و حتی آن پارچه هایی که روی پوست تنبک طراحی کرده بودند که لابد صدایش همسایگان رجبی را آزرده نکند هم اهدایی شاگردش (یا دوستدارانش) بود. ولی عکسهای در و دیوار که خود گویای تفکر اوست، بیش از هر چیز جلوه دارد. امیر ناصر افتتاح(معلم راستین هنرش) وشاملو ، گلسرخی وفروغ ، تا دکتر آرین پور و پوستری از صادق هدایت که در پایین اش شعری از شفیعی کدکنی نوشته شده بود :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: بوی باران :..: چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 22:41

 

بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به حال روزگار

 

 ‎


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

:..: نوروز :..: شنبه یکم فروردین 1388 0:10

 

نوروز باستانی بر همۀ هنرمندان و هنر دوستان

مبارک باد

 

بر چهره ی  گل  نسيم  نوروز  خوش است

 برطرف چمن روی  دل افروز خوش است 

از دی که گذشت هر چه گويی خوش نيست

           خوش باش ومگو زدی، که امروزخوش است       

حکیم عمر خیام 

 

نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |

.. چهار شنبه سوری :..: سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 11:58

چهارشنبه سوري 

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. 

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند. 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهر  | لینک ثابت |